(عکس: سایت مطبوعات فارس)


مراسم گردن زنی یک روایت تاریخی
شیراز- محمدحسین نیکوپور: بیست و سومین نشست نقد کتاب فارس با حضور جمال میرصادقی برگزار شد و منتقدان برجسته شیرازی، دکتر سعید حسام‌پور (دانشیار و رییس بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز) و امین فقیری (نویسنده و مدرس پیش‌کسوت داستان فارس) به نقد کتاب "تاج سر کرانه" نوشته محمد ولی زاده پرداختند.
نویسنده این کتاب زاده 25 اسفند 1353 در شهرستان جمِ بوشهر و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شیراز از سال ۱۳۷۵ تا کنون فعالیت‌های متعدد ادبی و انتشاراتی را در کارنامۀ خود دارد و در کنار انتشار هشت کتاب و کسب جوایز متعدد، به‌خاطر «تاجِ سرِ کرانه» (روایتی داستانی از زندگی و مبارزه رئیس‌علی دلواری) به عنوان برگزیدۀ کنگرۀ رئیس‌علی دلواری در بخش کتاب برتر (1388) و  برگزیدۀ نخستین دورۀ جایزۀ ملی کتاب خلیج فارس در گروه داستان بلند (حوزه اقتباس ادبي) (1390) شناخته شده است.
رئیس علی به روایت محمد ولی زاده دارای جهان بینی خاصی نیست
در این نشست که در تالار حافظ برگزار شد امین فقیری این کتاب را "رمان تاریخ" عنوان داد و گفت: رمان تاریخی نتیجه ی گونه ای رمانتیسم خیال پرداز است. در این گونه رمان، نویسنده به دنبال شخصیت هایی می رود که با خلق و خوی خود هماهنگی بیشتری دارد.
نویسنده ی کتاب "دهکده ی پرملال" اوج رمان تاریخی را از زمان مشروطیت اعلام کرد و افزود: نام کتاب های این ژانر و درون مایه های این گونه آثار در عصر مشروطیت تحت تاثیر مستقیم ادبیات اروپای سده نوزدهم میلادی بویژه بریتانیا قرار می گیرد. نویسندگان هم در نوشتن این آثار به عنصر خیال وابسته اند.
وی قرار گرفتن اندیشه های آزادی خواهانه را ویژگی رمان تاریخی برشمرد و گفت: جامعه تشنه ی داستان است تا دمی خود را از اضطراب های بنیان کن برهاند. بسیاری به خاطر یک رمان تاریخی هر آنچه درباره ی تاریخ است خوانده اند، پس یک رمان تاریخی در ذهن خواننده فعالیتی مداوم دارد.
فقیری با این مقدمه کتاب محمد ولی زاده را واجد مواردی عنوان کرد و افزود: شناساندن رئیس علی دلواری به عنوان مردی ساده و بی ادعا از خطه ی مردخیز تنگستان در این اثر نیاز به کندوکاو دقیقتری دارد. نویسنده هرچند توانسته کوتاه و گزیده اشخاصی را معرفی کند با اینکه این رمان در 24 بخش سامان یافته، خواننده در بیشتر این صحنه ها را به واسطه  دیالوگ هاست که پی به وضعیت می برد.
وی موجز بودن بخش های کتاب را واجد ایراد دانست و گفت: برای نمونه شرح کشته شدن رئیس علی  سخت بیروح تصویر شده است. این گونه صحنه ها در چنین آثاری عرق ریزان تن نویسنده را طلب می کند.
فقیری در ادامه تلاش نویسنده را در "تاج سر کرانه" بر اساس دیالوگ نویسی عنوان کرد و افزود: رئیس علی به روایت محمد ولی زاده در این کتاب دارای جهان بینی خاصی نیست و او در این رمان تاریخ بسیار فروتن است. او در این کتاب شخصیت محوری را در انزوای کامل قرار داده است.
وی به بیان ویژگی های این کتاب پرداخت و گفت: در گفت و گوهای کتاب واژه های ناشناخته بکار رفته که هر واژه مانند یک زنجیر در هم تنیده است. کوتاهی بخش ها خواندن کتاب را آسان کرده، اما باعث گنگی ماجرا هم می شود. گزیده بودن نویسنده را از دیگر سوی بام پایین انداخته است.
این نویسنده ی سرشناس نقش رئیس علی را در کتاب بسیار معاصر دانست و افزود: درحالیکه زن ها در این کتاب غایبند، دودلی و تردید در کتاب جایی ندارد و همه در "تاج سر کرانه" قهرمانند. از سویی قوه ی تخیل در این اثر نابود شده است.
نویسنده در این اثر میان ژورنالیسم و داستان نویسی سرگردان است
سعید حسام پور هم در این نشست که از سوی چهره های ادبیات امروز شیراز با استقبال روبه رو شد، گفت: اگر بخواهیم از نگاه ساختاری به این کتاب بپردازیم ابتدا باید مشخص شود این اثر داستان است یا گزارش. نمی توان این کتاب را صرفا گزارش یا داستان دانست، بلکه این گونه ای گزارش داستان است.
دانشیار دانشکده ادبیات شیراز "تاج سر کرانه" را دارای 2محور عنوان کرد و افزود: بیگانه ستیزی و جان فشانی برای وطن و  آز و حرص دو گفتمانی است که در کتاب دیده می شود. در جای جای داستان قرینه هایی برای خیانت نزدیکان رئیس علی نمایان است که نویسنده تاحدی توانسته بجای توصیف مستقیم شخصیت به خواننده ارایه کند.
وی ادامه داد: گزارش گونگی داستان موجب بهره بردن نویسنده از شگردهایی شده که باعث می شود او از خلق شخصیتی همه جانبه تر چشم پوشی کند. کاش نویسنده فضاونمادسازی بیشتری در داستان بکار برده بود تا در کنار پردازش خوب جنبه های عاطفی، درونیات و لایه های پنهان رئیس علی چندان ظهور می کرد.
حسام پور موفق ترین بخش کتاب را مانند فقیری گفت و گوهای بکار رفته عنوان داشت و گفت: این گفت و گوها در ساختار داستان به خوبی نشسته است. ولی نویسنده در این اثر میان ژورنالیسم و داستان نویسی سرگردان است.
"تاج سر کرانه" گونه ای از حماسه و تراژدی را نشان می دهد
سخنران پایانی این نشست جمال میرصادقی هم نگارش رمان تاریخی را نیازمند شناخت تاریخی دانست که این اثر به عنوان رمانی تاریخی خالی از شناخت دانست و گفت: بنابرین تمام ایرادهایی که به این کتاب گرفته می شود از این روست. "تاج سر کرانه" گونه ای از حماسه و تراژدی را نشان می دهد که البته نیاز به بازنویسی دارد.
این استاد داستان نویسی کتاب را تاریخ داستان نام نهاد و ادامه داد: نویسنده در این کتاب از قالب داستان بهره برده تا گزارش دهد. درون مایه "تاج سر کرانه" بیشتر دارای ساختاری ربانی است در حالیکه شخصیت پردازی در آن هیچ انگاشته می شود. در شخصیت پردازی تحول یافتن فرد با مرور طی می شود که این اثر خالی از این موضوع است.
وی، تاکید کرد: پیرنگ در این کتاب فراموش شده و سیر حرکت داستانی بر اساس این قرار نگرفته و نویسنده از آن غافل شده است.
میرصادقی زبان کتاب را تک نگاری دانست و ادامه داد: آنچه در این داستان بکار می رود بیان روایتی است.
وی در پایان با ستودن نیت نویسنده در نگارش کتابی درباره ی رئیس علی دلواری به عنوان یک قهرمان ملی خواستار بازنویسی "تاج سر کرانه" شد.