(عکس:ویکیپدیا)

محمدحسین نیکوپور: در اینکه هرگاه هنرمندی دست از دنیا می شوید و دار فانی را وداع می کند و ما تازه به این فکر می افتیم که یادی از این شخصیت بکنیم بارها و بارها نقد و نوشته منتشر شده که نیازی به یادآوری نیست. در این میان اما، نهادها و سازمان های فرهنگی و هنری هم به نوبه ی خود اگر تلاش نکنند که نقشی در برپایی یادمان این چهره ها مشارکتی کنند، در یاد آوری نام و نشان هنرمندان و فرهنگوران کشور هم نیازی به حضور نمی بینند.

کمتر اهل فرهنگی به نقشی که سیمین دانشور، نویسنده، مترجم ادبی و شاعر زاده ی شهر ادب و هنر در بلند آوازه شدن نام ایران در ادبیات و فرهنگ تردید دارد و این درحالیست که هرگاه نامی از وی به میان آمده گرچه مترادف با نام جلال آل احمد قرار گرفته، اما به تنهایی نیز آن چنان دارای جایگاه والایی در حوزه ادبیات و داستان است که نیازی به یادآوری نقش سیمین بانو در این باره نیست.

اگر دنیا با افتخار از به 85 سالگی رسیدن "مارکز" به داشتن چنین سرمایه ی ادبی به خود می بالد و بارها و بارها در روی سر نهادن این نویسنده ی کلمبیایی مفهوم همه جهانی ادبیات را گوشزد می کنند نیکوست ما نیز با برسر نهادن بزرگان ادبیات و هنر این مرز و بوم گرچه همواره به دوری از جهانی بودن ادبیات ایران متهم می شویم فضای جهانی را به این سمت سوق دهیم که جهان ادبیات ایران را جدی گرفته و با تکیه بر چهره هایی همچون دانشورها، دولت آبادی ها، خسروی ها، دستغیب ها، ... و دیگرانی که در بلند کردن نام ادبیات سال ها قلم زده اند و قدر ندیده اند محافل ادبی دنیا را به در نظر گرفتن نام آوران ادبیات ایران وادار کنیم، لذا شرط اولیه ی تغییر دادن نگاه جهانی به ادبیات ایران خواه در شعر و خواه در داستان نگاه احترام آمیز درون کشور به این چهره هاست.

اینکه به محض کوتاه شدن دست یکی از بزرگان ادبی و هنری در کشور موج و سیلی از سوگ نوشت ها و یادداشت ها در رسای این بزرگان شکل بگیرد بد نیست، اما مناسب هم نیست که تنها به این اقدامات بسنده کنیم و کار را تمام شده بدانیم. گرچه تجربه هم نشان داده که نهادهای فرهنگی و هنری گاه این کار را هم دور از شاءن خود دانسته و مرگ را حق هر انسانی می داند.

در جایی که نهادهایی چون فرهنگ و ارشاد و حوزه هنری به عنوان پشتوانه های استوانه ها و ستون های فرهنگ و هنر کشور که پیشینه ی کمی هم در اینباره ندارد، انتظار این است که این نهادها که باید در خوشی و ناخوشی اهالی ادب و هنری در کنارشان باشد، بارها نشان داده اند توانایی نگاه داشتن نام و یاد بزرگان این خطه را ندارند و حتی از انتشار یک پیام تسلیت کوتاه در پایگاه های اینترنتی هم دریغ می ورزند و در مقام و چارت سازمانی شان نمی بینند نامی و خاطره یی به این وسیله از چهره های اطرافشان زنده نگه دارند، هرچند همواره در گفته های خود بر پشتیبانی از پیشکسوتان و نام آوران تاکید می ورزند.

دادن پیام تسلیت به مناسبت مرگ چهره هایی چون سیمین دانشور که در هنگام زنده بودن هم هیچگاه تلاش نشد گوشه یی از حرمان این نویسنده ی شیرازی را با یادآوری نامش هرچند به صورت گذرا در برنامه یی بارقه ی امید را در تن بیمارش زنده کرد، کار آنچنان بزرگی نیست که در حق نویسندگان و شاعران بشود کرد، اما همین که با یادکردی در پیامی کوتاه این احترام شکل می گیرد و اهالی هنر و فرهنگ هم قطعا توقعی بیش از این ندارند.