نیمه ی مربیان؛ نقبی به "ایوانف" امیر کوهستانی

(عکس: رضا معطریان - ایران تئاتر)
پرده ی یکم؛ اینک ایوانف
شاید خوشبین ترین کسانی که تئاتر را در شیراز دنبال می کنند هم پیش بینی اینکه نمایشی با اندازه های "ایوانف" که هم از نظر زمانی وهم از لحاظ داستانی طولانی و سنگین تر از آنچه تا پیش از این در شیراز سراغ دارند، استقبالی که این نمایش به همراه داشته برایش سخت باشد، اما این نمایش در روزهایی که تئاتر عامه پسند و موزیکال شیراز هم به خاطر عدم وجود مخاطب جدی با مشکل روبه روست توانست دست کم در شب گشایش خود علاقه مندان این هنر را شگفت زده کند.
با این که نمایش "ایوانف" به خاطر آنچه از پیشینه ی امیررضا کوهستانی در مقام کارگردان آثاری که مخاطب خاص دارد و سلیقه ی تمامی هنردوستان را ممکن است همراه خود نداشته باشد درچهارشنبه شبی که تالار حافظ را به عنوان محلی برای گردهمایی بخشی از مخاطبان تئاتر مدرن ایران برگزیده بود توانست پاسخ درخوری در اقبال هنردوستان در شهر ادب و هنری دریافت کند و این باور که هنر تئاتر به لحاظ جذب مخاطب دست کم در شیراز با کمبود دست و پنجه نرم می کند درست نیست و جماعتی که در شب آغاز به صحنه رفتن واپسین اثر نمایشی امیر کوهستانی به دیدار آمدند همگی آنی نیستند که تماشاگر دائمی تئاتر بشود نامیدشان.
آنچه شاید کمتر در این میان مطرح است فارغ از اینکه تاکنون کاری با این تعداد بازیگر مطرح که از سطح بالایی از پیشینه ی تئاتری و سینمایی برخوردارند در شیراز به روی صحنه نرفته و همین بخشی از استقبال مردمی از نمایش "ایوانف" در تالار حافظ است، نگاهی است که مردم به این هنر دارند و از چشم دست اندر کاران هنرهای نمایشی پنهان مانده است.
این تماشاگر تئاتری که سال های پیشین هنگامی که هنوز جانی در کالبد این هنر در شیراز وجود داشت و به گواهی پیشکسوتان و اهالی تئاتر در خاستگاه نخستین جشنواره ی تئاتر ایران بارها در همین تالار ابوریحان که به سختی در میان بوی ماهی و سبزی گندیده ی دروازه کازرون نفس تازه می کند با اجراهای مرحوم مجید افشاریان ازدحام علاقه مندان هنرنمایش را به دنبال داشته است، دست کم چهارشنبه شب 23فروردین 1391 هم دوباره این موضوع را ثابت کرد که اگرچه آمار و ارقام نشان دهنده ی نبود تئاتر در سبد خانواده هاست، اما علاقه به دیدن تئاتر فاخر و مدرنی که با اندیشه های به روز همراه است می تواند دوباره فضایی را فراهم کند که تئاتر در سبد خانواده ها قرار گیرد.
پرده ی دوم؛ پیروزی اراده
نمایش "ایوانف" که جدا از قرار گرفتن نام امیررضا کوهستانی در سطح بالای فهرست نه چندان بلند بالای تئاتر جوان و نوپای ایران هر دنبال کننده ی تئاتری را به سوی خود می کشاند در میان بازیگران توانمندی که مانند این کارگردان از نسلی برخاسته اند که همواره تئاتر را در تک گویی های طولانی و زرق و برق های صحنه می دیدند و اراده خود را بر این نهادند تئاتر را با به میان مردم آوردن و بیرون کشیدن این هنر گلخانه یی مفهومی تازه ببخشند، از زبانی برخوردار است که هر بیننده ی تازه وارد تئاتر را در صندلی سالن های سوت و کور میخکوب می کند و این باور که تئاتر به واسطه ی فضایی که یا خیلی کسل کننده است که تماشاگر کاری جز خوابیدن در تاریکی سالن ندارد یا خیلی جلف و سبک است که از میانه ی نمایش بیننده دنبال راه فراری است که سالن را ترک کند، به فراموشی باید سپرد.
امیررضا کوهستانی که با نمایش "رقص روی لیوان ها" گامی بلند در جلب نگاه های داخلی و خارجی به ویژه بخش گسترده یی از جشنواره های خارجی برداشت و در کمتر از دو کار نمایشی که هم نویسنده و هم کارگردان بود توانست به چهره یی خبرساز در تئاتر ایران تبدیل شود یکبار دیگر به فاصله ی 6سال پس از تجربه ی به یادماندنی "رقص روی لیوان ها" با نمایش های "کوارتت" و "تجربه های اخیر" پیروزی های شکل گرفته با "رقص روی لیوان ها" را دوباره زنده نگه دارد.
این کارگردان نسل پس از انقلاب ایران که با "17 دی کجا بودی؟" نه فقط توانست نگاه منتقدان سختگیر هنر نمایش را به کارهای مدرن و غیرکلاسیک تئاتر را نسبت به خود جلب کند بلکه این توانایی را نشان داد که می تواند علاقه مندان هنرهای نمایشی را در انتظار کارهای بعدی اش مشتاق تر کند.
پرده ی سوم؛ نیمه ی مربیان
پس از اینکه میانه های پارسال تمرین های "ایوانف" با این پیش فرض که اینبار کوهستانی فارغ از نمایشنامه هایی که خود نوشته چگونه می خواهد از پس متنی به پرتوانی و ظریفی نمایشنامه ی آنتوان چخوف بر آید و با پشتوانه ی موفق نمایشنامه های خود دست به ریسکی بزرگ در حد و اندازه های نمایشنامه نویس بزرگ روس بزند، خود بیانگر این است که این کارگردان جستجوگر بر اساس داشته هایی که باعث شد در رشته ی پژوهش تئاتر در یکی از معتبرترین مراکز تئاتر دنیا پذیرفته شود.
کوهستانی در رها کردن خود از قید و بندهای متن چخوف و به عبارتی "ایرانیزه" کردن متن این نمایشنامه نویس روس دست به تجربه یی زده که هر خبره ی نمایشنامه نویسی را به وجد می آورد و در دنبال کردن این نمایش دلبسته تر می نماید.
نمایش "ایوانف" برخلاف آنچه در اذهان علاقه مندان تئاتر و آن گونه که از سوی این کارگردان خوش ذوق با کسره یی که زیر واژه ی «ایوانف» به آنتوان چخوف ِ روس نسبت داده، اساسا ایوانف ِ امیررضا کوهستانی است و اگر نبود ریزه کاری های این نمایشنامه نویس شیرازی که پیش از این در دیگر نمایشنامه ها ویژگی یک اثر نمایشی را با امضای کوهستانی معرفی می کند از نیمه ی نخست با درایتی که از وی سراغ می رفت به سادگی این متن ایرانی شده را با کششی که او ایجاد کرده اداره می کند و در نیمه ی دوم بر اساس آنچه انتظار می رود با ادامه ی روندی که در نیمه ی نخست این نمایشنامه ارایه می شود این کوهستانی است که در نیمه ی مربیان پیروز میدان این بازی ی نور، واژه، بیان، بدن، صحنه، میزانسن، دکور،... است./
