)پر آوازه ترین عکس روبر دوانو  در خیابان شلوغ پاریس به ثبت رسیده است که آغوش پر حرارت و بوسه دو دلداده را در کنار هتل دی ویل، به بهترین وجه؛ سبک او را به نمایش می گذارد.(

محمدحسین نیکوپور:  "بوسه در کنار هتل دوویل" یکی از با شکوه ترین لحظات انسانی و عاطفی  است در میان فضای خشنی  که بر دنیا حکومت دارد توسط هنر عکاسی به ثبت رسیده است. این لحظه قطعی که با دوربین لایکا «روبر دوانو» در کثری از ثانیه شکار شده شاهکاری است که تنها از عهده ی عکاسی که  اعتقاد داشت:" شگفتی و اعجاز زندگی روزمره بسیار حیرت آور است؛ اتفاقات غیر منتظره را تنها در خیابان می یابید و هیچ کارگردانی نمی تواند آنها را بازسازی کند "بر  آمده است. تخصص او در عکاسی مردمی به ویژه مردم عادی است که هنگام پرسه زدن در خیابان ها و حومه شهر پاریس با آنها روبرو می شد و دوربینش در جستجوی سورئالیسم نهفته در زندگی روزمره مردمی است که همه روزه با ایشان مواجه می شد.

این فرانسوی که در دهه ۱۹۳۰ با استفاده از دوربین عکاسی لایکا در خیابانهای پاریس عکاسی میکرد به همراه هنری کارتیه برسون از پیشگامان فوتوژورنالیسم است.

تاثیر مکتب نیویورک بر جریان عکاسی

اندکی بعد از جنگ، زندگی خیابانی پاریس تبدیل شد به سوژه ای ایده آل برای سیل انبوهی از کتاب های عکس که از میان مولفان شان می توان به این نام ها اشاره کرد: روبر دوانو، آندره موروا و ایزیس، کارتیه- برسون بر یک جریان دیگر از عکاسی شهری که جین لیوینگستون آن را مکتب نیویورک می خواند نیز تاثیر گذاشت.

لیوینگستون این مکتب را بین سال های 1936 تا 1963 جای می دهد. در آن سال ها، عکاسانی مثل سید گروسمن(شیم)، الکسی برودوویچ، لیزت مدل، رابرت فرانک، ویلیام کلین، ویجی، دیان آربس و ریچارد آودون به عکاسی از زندگی محله های مختلف در هارلم و لاور ایست ساید مشغول بودند. این عکاسان آمد و رفت مردم در پیاده روهای شهر که به رقصی خودبه خودی می مانست، ازدحام جمعیت در سواحل کانی آیلند، برق چراغ های خیابان ها، و درخشش میدان تایمز را به تصویر کشیدند. ویژگی این آثار نوعی سبک عکاسانه ی خاص بود که تاثیر برخی قراردادهای ژورنالیسم مستند در آن دیده می شد؛ قراردادهایی مثل استفاده از دوربین های کوچک، عکاسی در نور محیط و نمایش نوعی حس ناپایداری و سادگی در عکس ها. در تمام این عکس ها، به نوعی، ارزش های انسانی هم به چشم می خورد. موضوع این تصاویر، بیش از این که فضای شهر باشد، زندگی شهری و مردم در محیط روزمره کار و زندگی شان بود. بیشتر این عکاسان به عکاسی لحظه ای خیابانی با دوربین 35 م.م. انس گرفته بودند. هرکدام از عکس های ایشان را می توان به عنوان محصول یک برخورد منحصر به فرد در نظر گرفت. این عکاسان که سعی شان به تصویر کشیدن جریان پر تب و تاب و ناآرام زندگی درکلان شهر بود، کاملا هم نوا و هم سو با فرهنگی بودند که عناصر تعیین کننده اش اگزیستانسیالیسم، نقاشی کنشی، موسیقی جاز، فیلم نوآر، سینمای نئو رئالیست، و موج نوی سینمای فرانسه بود. اگرچه کارتیه- برسون دین بزرگی به گردن این جریان داشت، در آثار عکاسان این مکتب، خطوط نرم و زیبای ترکیب بندی های سنجیده ی عکس های او جای اش را به یک نوع استفاده ی تقریبا اکپرسیونیستی از جنب و جوش و پویایی، ترکیب بندی های نامتقارن، زوایای مورب، اعوجاج و عناصر پرت و پراکنده می داد. یک نمونه از این آثار، عکس های لیزت مدل است که در کارش از این ساختارهای بصری برای اشاره به شتاب و فشار زندگی شهری استفاده می کند. در بعضی از عکس های او دوربین تا سطح پیاده رو پایین می رود، انگار که عکس از زاویه دید شخصی گرفته شده که در خیابان زیردست و پاافتاده است.

در مقایسه با تصویر زندگی شهری در پاریس، عکاسی خیابانی مکتب نیویورک در همان سال ها، معمولا زمخت تر و کلان شهری تر به نظر می رسد. در آثار ویجی، فرانک و مخصوصا کلین خیابان ها دیگر جای تعاملات دوستانه نیست و بیشتر نوعی خشونت و از خود بیگانگی شهری را به ذهن متبادر می کند. این زمختی و خشونت و نیز این عناصر بصری اکپرسیونیستی در مکتب نیویورک را، بعدها در دهه ی شصت، گری وینوگراند و دایان آربس با استادی تمام در آثار خود به کار گرفتند. تمام کار وینوگراند مبتنی بر پیکره بندی غیرمنتظره ی چهره ها، حالت ها و محیط پیرامون سوژه ها است.

آشکاری پدیده ی دوانو

روبر دوانو عکاسی را در بخش تبلیغات یک کارخانه داروسازی فرا گرفت. او ابتدا به عنوان یک طراح (حروف نگار) در بخش تبلیغات مشغول به کار شد و در آنجا فرصت یافت تا شغلش را تغییر دهد و به عنوان دستیار دوربین در استدیو فعالیت کرد و پس از مدتی کار خود را در سمت عکاس ادامه داد وعکاسی از جزییات اشیاء را در سال 1930 آغاز کرد. او برای آژانس عکس Rapho چندین ماه کار کرد و به سراسر فرانسه برای گرفتن گزارش تصویری سفر کرد و آنجا مکانی بود که اولین عکس های حرفه ای خیابانی اش را گرفت، تا اینکه برای خدمت سربازی فراخوانده شد.

وی تا پایان جنگ در سازمان مقاومت به عنوان سرباز و عکاس فعالیت کرد و از مهارت حکاکی در جعل پاسپورت و اوراق هویت بهره برد و همزمان کارت پستال هایی را تهیه کرد تا درآمدی کسب کند و از حرفه ها و آزادی خواهان فرانسه عکاسی کرد.

روبر بعد از خدمت سربازی به عنوان عکاس تبلیغات و صنایع در کارخانه اتومبیل رنو در سال 1934 مشغول به کار شد. بعدها او اقرار کرد این دوره نقطه آغاز عکاسی و پایان جوانی اش بود اما پنج سال بعد به دلیل تأخیرهای پی در پی اخراج شد و برای گذران زندگی به عکاسی کارت پستال و تبلیغات به صورت مستقل روی آورد، در آن زمان فرانسه بزرگترین صنعت کارت پستال را در اروپا داشت و از کارت پستال ها مثل کارت تبریک و سوغات سفر استفاده می کردند.

بعد از جنگ به زودی کار مستقل برای مجله life و دیگر مجلات بین المللی ممتاز را دوباره آغاز کرد و برای مدت کوتاهی به آژانس عکس Alliance پیوست سپس تا سال 1946 در آژانس عکس Rapho کار کرد. برخلاف میل باطنی اش، دوانو عکاسی از مد و طبقه اشراف را برای مجله Paris Vogue به مدت چهار سال به عهده گرفت، وی از هنرمندان فرانسوی بسیاری از جمله: پیکاسو، براک، لگر، کوکتو، جیاکومتی عکاسی کرده است.

دوانو مفتخر به کسب جایزه کداک و نیپس شد و به عنوان کارشناس برای نمایشگاه کانادا فعالیت کرد. گروه XV در سال 1946 در پاریس برای ارتقاء هنر عکاسی تأسیس شد و توجه همگان را برای حفظ میراث عکاسی فرانسه جلب کرد. دوانو در سال 1950 به این گروه پیوست و با ویلی رونیس، رنه جاکوس، پی یر جان همراه شد.

دوانو برای تصاویر متفاوت، سرزنده و متواضعانه از ترکیب های مفرح، آمیختگی طبقات اجتماعی، عجایب در کافه ها و خیابان های پاریس عصر خود به شهرت رسید و کارش تحت تأثیر آندره کرتس، اوژن آتژه و هنری کارتیه برسون بود و بیش از بیست کتاب، نگرش سحر شده او را از زندگی و ضعفهای اخلاقی انسانی به عنوان مجموعه ای از لحظات صلح و ستیز به تصویر می کشد.

او فریفته موضوعاتش بود؛ عکسهایش هرگز موضوعات را مسخره نکرد؛ به این دلیل او از عکاسی از زنانی که سرهایشان را برای مجازات ارتباط با آلمانها تراشیده بودند، امتناع کرد. او در این باره گفت: "من از زندگی این گونه که هست؛ عکاسی نمی کنم، اما از زندگی آنطور که دوست دارم عکاسی می کنم."آثار دوانو جایگاه و اهمیت متفاوتی به فرهنگ کودکان خیابان بخشید؛ او بارها و بارها به موضوع کودکان در حال بازی در شهر روی آورد که از جانب والدین آزاد بودند؛ موضوع کودکان همیشه برایش از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.

رودر رو با رویدادهای زندگی بشر

بروس برنارد اینگونه او را توصیف می کند: دوانو شیفته زادگاه خود بود؛ مردم خیابان های پاریس، میخانه های عجیب ...در حقیقت " زندگی بشر" یا ترجیحا" " زندگی پاریسی ها" .

او یک شخص عادی در تجمعات و فعالیت های زادگاهش بود، چه در هنگامیکه جمعی از کودکان فرانسوی سنگفرش خیابان را تخریب می کنند تا در برابر هجوم ناگزیر آلمانها مانعی بسازند یا یک عروسی ساده همراه عروس و دامادی که به سمت رستوران ساده ای می رفتند تا جشن عروسی را برگزار کنند.

"بوسه در کنار هتل دوویل" عکسی که مانند همه آثار عکاسانه ی سال هایی که پدیده ی لایکا این امکان را داد تا به دور از ابزار دست و پاگیر عکاسان با خیالی آسوده در کنار رویدادهای اجتماعی و روزمره به ثبت تاریخ بپردازند و سبکی در عکاسی را ارایه کنند که شاید امروز اگرچه کمتر مورد توجه است اما در آن دوره فتوژورنالیسم را با پدیده ای به نام "عکاسی اسنپ شات" آشنا کند.

ویژگی دیگر عکاسی فوری یا اسنپ شات در نخستین روزهایی که هنوز لنز های با فاصله کانونی متغیر را عکاسان تجربه نمی کردند این بود که عکاس با نزدیک شدن به سوژه پیوندی رودر رو با رویدادها می یافت که مورد نظر "رابرت کاپا"، عکاس اسطوره ای اسپانیایی هم بود. این عکاس جنگ همه آنچه را که نیاز عکاسی مستندنگار است در این جمله خلاصه  کرد: « اگر عکسهايت به قدر کافي خوب نيستند، بدان که خودت به قدر کافي نزديک نشده اي».

در این آفرینش عکاسانه و هنرمندانه روبر دوانو با ترسیم فضایی از زندگی های روزمره در اروپای روزگار پس از جنگ تابلویی ماندگار از رویدادهای اجتماعی آفریده که مانند تابلو گرونیکا پیکاسو هماوردی می کند با آنچه یک اثر هنری نیاز دارد.