گفت و گو با نیما تقوی؛ وقت مردم را نباید تلف کرد

(عکس: صفحه ی اجتماعی نیما تقوی)
محمدحسین نیکوپور: نیما تقوی سالها دست بکار انتشارات بوده. این روزنامه نگار پیشین و نویسنده ی فعال فضای مجازی اینک که دیگر کار نشر را کنار گذاشته به موازات کار کنوی اش هنوز در فضای فرهنگی سیر می کند و این روزها دغدغه اش در کنار بازنویسی مجموعه داستان هایش ساخت دو فیلم مستند با موضوع کار در روزنامه های محلی و نقاشی های سهراب سپهری هم است.
*چرا با اینکه وبلاگ نویسی می کردی دست به راه اندازی سایت پیرسوک زدی؟
لزوم داشتن یک تارنما مخصوص هنرمندان شیراز که در آن بتوانند آثارشان را ارائه بدهند همیشه وجود داشته. به کمک چند نفر از دوستان از جمله پیمان کشاورز و مهدی جعفری در سال 1379 سایت کلید را راه اندازی کردیم، که به دلیل هزینه بالای راه اندازی و نگهداری سایت در آن زمان نتوانستیم بدون پشتیبان ادامه بدهیم تا اینکه پس از 10 سال پیرسوک آمد. راه اندازی پیرسوک تا حد توان بر اساس تولید مطالب اختصاصی به همت و همکاری نویسندگان آن بوده است نه ارائه ی کشکولی از دیگر رسانه ها. البته آنقدر دگم نیستیم که از قافله همراهی رسانه ای جا بمانیم و درها را ببندیم. در مورد اخبار هم به علت منابع محدود نیازمند همراهی دیگر همکاران و رسانه ها هستیم.
* مجموعه داستانی می نویسی که سال هاست تمام نشده، چرا؟
من از سال 1376 شعر را شروع کردم، اما از سال 78 بطور جدی به داستان نویسی پرداختم که 12،10 تا داستان برگزیده این چند سال است. این که چرا هنوز این داستان ها هنوز برای چاپ آماده نشده چند دلیل داشت. ما نمی توانیم در زمینه هنر در ایران به خصوص داستان و شعر حرفه ای باشیم. حرفه ای بودن در داستان و شعر تنها به معنای کسب معاش از نوشتن نیست که البته آن را هم نداریم، بلکه به معنای محاط بودن در امر شاعری و نویسندگی ست. ما به دلیل بسیاری دغدغه های بی ارزش از جمله موانع ارائه ی اثر یا همان معاش با مشکل رو به روییم. به همین دلیل است که می گویم نویسندگانی که محاط در هنرشان هستند بی شک ایثارگرند. و عکس برخی تبلیغات واهی اکثر این افراد آشیانی بر درخت کاج هم ندارند چه رسد به برج عاج. با وجود این مصایب این دوره فطرت برای همه ما وجود دارد چون من اگر می خواهم نویسنده باشم باید اول هر کار دیگری بکنم تا اینکه بعدش بتوانم بنویسم. البته دلایل دیگری هم هست از جمله جای خالی مخاطب که باعث می شود نویسنده بگوید: که چی؟
در هر صورت این مجموعه هرچند دچار وقفه شده، اما بازنویسی آن در حال انجام است و امیدوارم با وسواسی که به خرج داده ام به زودی آماده ی نشر بشود و تنها آفتی برای درختان جنگل که کاغذ شده اند نباشد.
*مدتهاست که شنیده می شود در صدد ساخت مستند هستی؛ از نویسندگی مگر خیری ندیدی که به فیلمسازی روی آوردی؟
سینما پر مخاطب است. و تنها از راه کلمه نیست که پیام را انتقال می دهد.امروز حرف اول را در میان مخاطبان تصویر و ویدیو می زند. مخاطب امروز ترجیح می دهد که از زبان رویا یعنی تصویر بهره ببرد تا بخواهد کلمه را به تصویر ترجمه کند. به ویژه اینکه در ایران مردم عادت به مطالعه ندارند و روز به روز مخاطب ادبیات کمتر می شود باید دید چه چیزی بیشتر حاسیت ها را بر می انگیزد و دست به استفاده از آن زد.
*به هرحال ادبیات هم به شیوه ی چاپ کتاب باید زنده بماند، پیشنهادت برای عادت به مطالعه یافتن مردم چیست؟
تا زمانی که مردم احساس نیاز نکنند این ارتباط با کتاب ایجاد نمی شود. این فاجعه است که بهترین نویسندگان ما تیراژ کتاب هایشان به بیش از 3000 نسخه هم نمی رسد درحالیکه بغل گوشمان در کشور ترکیه، آثار اورهان پاموک تیراژی چند میلیونی دارد. این حساسیت ها را باید به مردم گوشزد کرد. در ضمن این که مسئولان هم باید به سلیقه ی مخاطب احترام بگذارند و تنها سلایق خود را که بعضی وقت ها به واقع غیر کارشناسی آسیب رسان است را مد نظر قرار ندهند. وقتی ما اداره کتابی داریم که مجوز نشر برای کتاب ها صادر می کند و هیچ کتابی بدون اجازه حق انتشار ندارد، چرا باید یک موسسه با سابقه ی انتشاراتی که کتابی برای بررسی داده لغو مجوز شود. اگر مشخص بود ممیز کیست باز می شد سلیقه ی او را هم در نظر گرفت. اما وقتی ممیز نامرئی است و مرتب عوض می شود، چه باید کرد. نهادهای اجتماعی را نباید ویران کرد. این رفتار به فرهنگ ما لطمه می زند.
*در مورد کاری که در دست نوشتن یا به قولی بازنویسی داری بیشتر بگو.
مجموعه داستانی با موضوع های مختلفی حول و حوش مسایل شهری است، اما تلاش کرده ام از ادبیات آپارتمانی که این روزها رواج دارد دور باشد. فکر می کنم برای همین هم نوشتن آن طولانی شده است.
*کار برای سازمان های انتشاراتی راضی کننده بود؟
پس از سال 1385 در انتشارات نیم نگاه و چند انتشاراتی دیگر مدتی مسئول انتخاب و چاپ کتاب شدم که همزمان بود با موجی از کسانی که خواستار چاپ کتاب هایشان بودند. در دهه 80 خورشیدی موج علاقه مندی به چاپ در میان شعرا خیلی ملموس بود به حدی که سیل درخواست انتشار کتاب را کسی یارای مقابله نبود، اما پس از انتشار این آثار، موج افسردگی ناشی از عدم استقبال مخاطب در میان این عده که اغلب هم جوان بودند دیده می شد. در مورد مشکل پخش آثار نویسندگان ناشناس و ناشران شهرستانی هم که بماند.
*برگردیم به مستندهایی که دوست داری بسازی.
دوماه فرصت به خودم داده ام که این مستندها را به انجام برسانم. یکی از این مستندها در پیوند با روزنامه نگاری است و دیگری درباره ی نقاشی های سهراب سپهری. تحقیقات هردو کامل شده و برای مستندی که به روزنامه نگاری در روزنامه های محلی شیراز می پردازد راش هایی گرفته شده است که برای تکمیل نیازدارد با تعدادی از روزنامه نگاران فعال در این روزنامه ها گفت و گوهایی داشته باشم. در مورد مستند سهراب سپهری هم تحقیقات تقریبا تکمیل شده، اما درگیر عدم همکاری سازمان ها در این باره هستم. مسئله این است که ما بدانیم با میراث معنوی و فرهنگی خود چه کرده ایم.
*چرا تهیه کننده ای برای ساخت این مستندها نداری؟
ترجیح می دهم درگیر تهیه کننده ها نشوم چون اگر به دنبال تهیه کننده بودم کارم خیلی زودتر از اینها آماده می شد. تلاش می کنم خودم بصورت ارزان و جمع و جور کار را انجام دهم.
*ترجیح می دهید این مستندها را بصورت نمایش خانگی توزیع کنی یا به شکل دیگری؟
کارهای مستند مخاطب سوپرمارکتی ندارند. اگر مشکل پخش وجود نداشت که حال و روز مستندسازی ما این گونه نبود.
*مستندسازی را چگونه ارزیابی می کنی؟
به نظرم بزرگترین مشکلی که پیش روی مستند قرار دارد عدم تحقیق درباره ی موضوع است که موجب می شود فکری پشت این سینما نباشد. اعتقاد عمده دارم که وقت مردم را نباید تلف کرد. به نظرم کار باید از مسیر خود شخص مناسب فکر شده باشد. خود را خارج از حیطه کار قرار دهد و به عنوان منتقد کار را بررسی کند.
*نظر خاصی درباره ی تکثیر دیجیتالی نداری؟
به نظرم تولید یک اثر خوب دیجیتال خودبه خود موجب جذب مخاطب می شود. اگر اثر همه جوره خوب باشد تاثیرگذاری خود را حفظ می کند. نشر الکترونیک سرعت خیلی زیادی به مسایل داده است که موجب می شود حجم خیلی زیادی از آثار در فضای اینترنت و کامپیوترها انباشته شود.
*نگران این انباشتگی نیستی؟
حتی پشت این جریان که نشر الکترونیک و هنر دیجیتال امکان هنرورزی را به همه داده هم باید منتظر واکنش مخاطب فهیم باشیم. اگر این امکان برای همه بوجود آمده که دست به انتشار بزنند موجب نمی شود که آثار خوب زیر تلنبار آثار متوسط و میان مایه پنهان شده و هرگز دیده نشوند. خوبی این فضا این است که مواد خام بسیاری برای هنرمندان فراهم می کند.
*ترجیح می دهی در فضای مجازی کار کنی یا در رسانه های دیگر؟
کار در فضای سایبر ترجیح مادی و خواننده ی دایمی ندارد مگر اینکه مجموعه ای از اصول رعایت شود، درحالی که این اتفاق در کتاب وجود ندارد. باید در نظر گرفت نشر دیجیتال و الکترونیکی در وضعیت کنونی معنایی در ایران ندارد، ولی مجبوریم به این سمت برویم. نشر الکترونیک پس از رفع مشکل تکثیر جایگزین نشر کاغذی خواهد شد و از این گریزی نیست. من برعکس خیلی ها ترجیح می دهم تمام کتابخانه ام در کتابخوان الکترونیکم باشد تا در قفسه های کتاب. عطر کاغذ را دوست دارم اما بیشتر ترجیح می دهم توی جنگل راه بروم.