تنها جماعت روزنامه نگار است که تحمل می کند
با تقدیم احترام به سروران گرامی زینب کارگر و بهمن پگاه راد و علی دایی
اشاره:
به این زودی های قصد نداشتم به احترام مولا علی (ع) طعم شیرین پست قبلی وبلاگم رو کم کنم اما اتفاقات روزمره یی که تا نزدیک شدن به روز کذایی خبرنگار بر من می رود مجبورم کرد که پست جدیدی داشته باشم.
هرچه به روز ظاهرا "خبرنگار" نزدیکتر می شویم اتفاقات پیرامون این دوستان جالبتر و جذابتر می شود!
اتفاقات پنجشنبه، دوازدهم مردادماه هم از مواردی است که پیش بینی می شد و تنها ذهن فراموشکار ماست که تاوان این چنین برخوردهایی را تنهاجماعت روزنامه نگار نحمل می کند.

ظاهر ماجرا:
"دویست و هشتاد و ششمین جلسه شورای شهر شیراز"
پنجشنبه مورخ 12/5/85 از ساعت 9تا12 به صورت علنی
مهمانان جلسه: اعضا خانه مطبوعات و فعالان اطلاع رسانی ساعت 11 تا 30/11 همچنین تجلیل از خبرنگاران شورا بمناسبت روز و هفته خبرنگار راس ساعت 30/11

باطن ماجرا:
حضور پرشور و بی سابقه خبرنگارانی که سال تا سال هم پایشان به صحن شورا باز نشده موجب تعجب همگان بخصوص جماعت مشتری دایم شورا می شود(بوی سکه و کادو ظاهرا شهر را گرفته است).
جماعت حانه مطبوعات و انجمن صنفی رسانه های استان طبق یک آیین از پیش تحمیل شده و به واسطه ی ترکیب علی دایی گونه و احترام به پیشکسوت داد سخن می دهند.

در این میان ظاهر ماجرا که همانا تحقیر خبرنگاران است به خوبی و با وسیله قرار گرفتن احساسات اجرا می شود و ضمن اینکه تسویه حسابهای شخصی نیز نمود کامل می یابد وکام عده یی که با رانت و به واسطه ی نفوذ مالی و معنوی به خانه به ظاهر مطبوعات نیز راه یافته اند شیرین میشود.

نکته آخر:
بر اساس یک اعتقاد تاریخی که خبرنگار خوب راخبرنگار مرده می داند؛ روز خبرنگار خوب روز تاکید بر مدیران مسئول و سردبیرانی است که به خوبی می توانند موجبات مرگ شخصیتی خبرنگار و موجبات تضمین رای آینده را فراهم کنند.






